close
نازچت
دوشنبه 03 مهر 1396
کارمند دون پایه مثل یوسف اسیر چاه شدمگوشه ی سازمان تباه شدم راحت و دلنشین و محبوب استچقَدَر پنج شنبه ها خوب است وقت دیدار مادر و پدر  استروز…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
جای تبلیغات شما
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تصاویر
    آمار سایت
    • آمار مطالب
    • کل مطالب : 193
    • کل نظرات : 69
    • آمار کاربران
    • کل کاربران : 286
    • افراد آنلاین : 1
    • آمار بازدید
    • بازدید امروز : 46
    • گوگل امروز : 0
    • آی پی امروز : 1
    • بازدید دیروز : 14
    • گوگل دیروز : 2
    • آی پی دیروز : 9
    • بازدید هفتگی : 46
    • بازدید ماهانه : 1,828
    • بازدید سالانه : 22,482
    • بازدید کل : 233,414
    • اطلاعات
    • امروز : دوشنبه 03 مهر 1396
    • آی پی شما : 54.158.21.176
    • مرورگر شما :
    اتاق آرزو
    عضویت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد
    خبرنامه
    خبرنامه
    با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

    هایپرتمپ دات آی آر
    تبلیغات متنی
    تبلیغات متنی
    تبلیغات متنی
    تبلیغات متنی
  • تعداد بازدید: 92
  • کارمند دون پایه

    مثل یوسف اسیر چاه شدم
    گوشه ی سازمان تباه شدم

    راحت و دلنشین و محبوب است
    چقَدَر پنج شنبه ها خوب است

    وقت دیدار مادر و پدر  است
    روز تفریح و گردش و سفر است

    غیر بعضی مشاغل حساس
    همه حتی مهندس و غواص(!)

    دکتر و تاجر و وکیل و وزیر
    کارمند و حسابدار و مدیر

    آخر هفته ها که بی کارند
    لحظات مُفرّحی دارند !

    منتها فرق می کند عملاً
    نوع تفریح هر کسی ،مثلاً

    غالبا تاجری که معتبر است
    هفته ای هفت روز در سفر است

    وآن که دارای باغ تجریش  است
    گر که پاریس و رُم نشد ،کیش است


    وآن مهندس که خوشگل و شیک است
    پاتوقش کافه های آنتیک است

    آن مدیر عملگرا ،بی شک
    آخر هفته می رود شمشک

    وآن یکی حال می کند ناجور
    با اسیران خاک واهل قبور

    دیگری غرق در خماری ها
    نجسی ها و زهر ماری ها

    این یکی می رود نژند و عبوس
    با زن و بچه جاده ی چالوس

    آن یکی نیز با زن و زنبیل
    می رود خانه ی فک و فامیل

    ما بقی هم شرابشون آبه
    آخر عشق و حال شون خوابه

    اسم شون :کارمند دون پایه! 
    عده ای بی خیال سرمایه

    مثل یوسف اسیر چاه شدم
    گوشه ی سازمان تباه شدم!

    نویسنده : ××M♡ĴƬΛßΛ××تاریخ : سه شنبه 03 بهمن 1391امتیاز :
    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی